درباره وینگ چون

شنبه, 06 آذر 1389 ساعت 18:56 |
(4 نظر)

 

درباره وینگ چون

 

سبك وینگ چون كه امروزه برای بسیاری از مردم شناخته شده است، توسط یك زن ابداع شد. این سبك با روش و طرحی اوریژینال و توسط پیروان خودش در سرتاسر چین منتشر شد.

ائیپمن را كه همه بعنوان آخرین استاد بزرگ این سبك میشناسند، كسی بود كه وینگچون را بیرون از دروازههای چین، معرفی كرد.

 

 

 

 

او به سال 1898 در ایالت كوآنگ تونگ متولد شد، از ابتدای جوانی سه فرم مختلف این سبك را نزد سه استاد متخصص در هر فرم، فرا گرفت. در سال 1949 و برای فرار از انقلاب فرهنگی مائو چین را به قصد اقامت در هنگكنگ ترك كرد. در آن زمان، هنوز این سبك خصوصاً در مناطق انگلیسی نشین، ناشناخته بود. استاد شروع به آموزش كرد منتهی فقط به چینیها و با روشی بسیار سنتی. او شاگردان بسیار كمی را پذیرفت و با روشی به مراتب ساده و بیپیرایه به تدریس مشغول شد.

 

ولی این روش قراردادی كه تا به حال در آن مناطق باب نبود، جوابگوی انتظارات چینیهای هنگكنگ نشد و پس از چند سال، ائیپمن نگرش خود را نسبت به كونگ فو و رفتارش را به جوانان علاقمند به هنرهای رزمی چین قدیم، تغییر داد. به موازات آن استاد خدمات ویژهای برای پلیس محلی كه گاهاً برای مشورت نزد او میآمدند، ارائه كرد. پس از چندی، ائیپمن چند برخورد با ولگردان داشت و طی آن چند چشمه از تكنیكهای موثرش را روی آنها با موفقیت پیاده كرد و به سرعت مشهور شد.

 

 

 

اواخر سالهای 1960، ائیپمن موسسه ورزشی وینگچون را در هنگكنگ بنیانگذاری كرد كه اولین موسسه رسمی قرن بیست به شمار میآمد.

ائیپمن معتقد بود: «كونگ فو باید به سادهترین شكل ممكن در بیاید» با همین نگرش بود كه ائیپمن سادهكردن و مدرنیزهكردن وینگچونی را كه در چین آموخته بود، آغاز كرد. او فرضیه خود را براساس سه سبكی كه كار كرده بود استوار میكرد، تكنیكهایی قابل فهم با زبان مرسوم در وینگ چون با یك سیستم جدید آموزش البته به طور كلی هم از سنت كونگ فو چشمپوشی نكرد و همواره، آن را در نظر داشت. در عین حال او نوع آموزش خود را بنا به شخصیت هر شاگرد متفاوت كرد تا هر یك را ویژه كار مخصوصی، تعلیم دهد. او معتقد بود كونگ فو یك قالب نیست كه افراد بر اساس آن شكل بگیرند بلكه بر عكس باید از كونگ فو استفاده كنند نه كه مورد استفاده آن قرار بگیرد. او كلاسهای گروهی را قبول نمیكرد بلكه شاگردان قدیمیاش را برای سرپرستی آنها، انتخاب میكرد و خود به طور ویژه با برخی از آنها كار میكرد.

 

وقتی تركیب روشهای جدید و سنتی پایان یافت، ائیپمن وینگچونی ساده و كاربردی برای عموم را در هنگكنگ معرفی كرد. برای اكثر مردم این ذهنیت پیدا شد كه این همان وینگچونی است كه قبلاً هم تمرین میكردهاند. وقتی بین سالهای 60-1950، ائیپمن خواست نام سبك خود را به زبان انگلیسی بنویسد آن را با دیكته Ving Chun به جای Wing Chun نوشت كه براساس تلفظ نوعی گویش محلی هنگكنگ میبود. بعدها یكی از شاگردانش به نام ویلیام چونگ دیكته Wing Chun را انتخاب كرد. همزمان با او لونگ تینگ كه روش و انضباطی بسیار نزدیك به ائیپمن داشت نام Wing Tsun را برگزید.

 

 

تصویر واقعی از ipman

 

البته سبكهای ویلیام چونگ و لونگ تینگ دو سبك متفاوت بودند همچنان كه صاحبان این دو سبك با دو روش متفاوت از ائیپمن درس گرفته بودند. و گاهی در همین زمینه wing chun و wing tsun كه هر دو برگرفته از سبك ving chun واحد بودند ولی متفاوت عمل میكردند، مشكلاتی نیز پیش میآمد… و مطمئناً یكی از مهمترین شاگردان ائیپمن، بروسلی بود كه مدتی محدود زیر نظر مستقیم استاد به تمرین پرداخت و همان طور كه میدانید چون چینی اصل نبود و گاهی اوقات استاد ائیپمن در یاد دادن برخی تكنیكها به او سكوت میكرد. شاید برای همین بود كه بروسلی هرگز شناخت واقعی از سبك وینگچون بدست نیاورد، بالاخره بعدها «اژدها» پافشاری میكرد كه با استادش ائیپمن، عكسهایی داشته باشد و هم او بود كه باعث محبوبیت «وینگچون» در امریكا شد قبل از آن كه سبك مخصوص خود، یعنی جیتكاندو را بیافریند.

 

 

 

این بروسلی بود كه كونگ فوی ائیپمن یعنی وینگچون را نزد امریكاییها محبوب ساخت

 

 

سایر عناوین مشابه (بر اساس تگ ها)

آخرین بروزرسانی در شنبه, 06 آذر 1389 ساعت 19:17

Add new comment